تبليغاتX
اشک معشوق - متن کامل مصاحبه حامد داراب با حسن زاهدی به یاد شاه
با شعر و سینما

 

گزارش اختصاصی اشک معشوق :

به یاد شاهرخ سخایی

حرفهای حسن زاهدی با حامد داراب

 

من همین الان هم نمیدانم که  امین حیایی  از خبر مرگ شاهرخ باخبر است یا نه ؟

 

 

 

شاهرخ سخایی(1387-1332)

شاهرخ سخایی عکاس شناخته شده سینمای ایران روز سوم فروردین 1387 بر اثر حمله ی قلبی در گذشت او فارق التحصیل رشته عکاسی وطراحی از انستیتو طراحی و عکاسی دنور بود و فعالیت در زمینه عکاسی در سینمای ایران را از سال 1364 با فیلم ((مادیان)) آغاز نمود در سالهای 1363 تا 66 مسوولیت کارگاه عکس و آرشیو موزه شهدا را بر عهده داشت و یک سال نیز سرپرستی موزه بنیاد سینمایی فارابی را، مرحوم سخایی در کنار عکاسی گاهی نیز در برخی از فیلم به عنوان بازیگر حضور داشت که از آن میان میتوان به فیلمهای ((مهمان مامان))و((دو فیلم با یک بلیت))اشاره کرد . البته آخرین فیلمی که درآن نقش کوتاهی داشت فیلم ((دایره زنگی)) بود . از میان فیلمهیی که وی عکاسی ان را بر عهده داشته است میتوان به : ((مادیان، تفنگ شکسته ، آن سوی مه ، خارج از محدوده ، تپش ، تمام وسوسه های زمین ، مرسدس ، مرد عوضی ، بمانی ، سگ کشی ، تب ، رستگاری در هشت و بیست دقیقه ، و پرونده هاوانا)) اشاره نمود . اینجانب در گذشت ایشان را بار دیگر به خانواده محترمشان تسلیت عرض مینمایم .

 

 حسن زاهدی در نشتی که چندی پیش با یکدیگر داشتیم برایم از شاهرخ سخایی، اینچنین گفت :

 

امروز مثل همیشه ناگهان پا شدم و گفتم بروم سری به شاهرخ بزنم . آخر خانه ی شان خیلی به ما نزدیک بود . به خودم گفتم : حواست کجاست؟ شاهرخ که دیگه نیست . اصلا نمینتوانم قبول کنم که او دیگر بین ما نیست خانه اش پاتق ما بود پاتوق دوستان صمیمی که با رفتن شاهرخ به نظرم یتیم شدند چون شاهرخ برایشان همه کس بود ، راه نما،راه گشا،کمک حال،و..

در ِ خانه اش همیشه باز بود و صورتش همیشه خندان سفره اش هم همیشه پهن بود برای همه ، روز پنجم عید به ش زنگ زدم تا هم سال نو را تبریک بگویم و هم پیشنهاد کنم بریم ملاقات اصغر شاهرودی و اون مثل همیشه با روی باز پذیرفت.

حامد جان خودت میدانی که کسی باورش نمیشود که شاهرخ اینقدر غریبانه مارا ترک کند . اون یک عکاس درجه یک ، یک متخصص حفاری چاه نفت ، و یک انسان بزرگ بود . زمانی که بنیاد سینمایی(فارابی) میخواست پا بگیرد برایش در کنار دیگران عکاسی کرد.مدتی در بنیاد شهید برای موزه شهدا عکس میگرفت ،و در چند فیلم بهرام بیضایی و داریوش مهرجویی همکاری کرد . یادم میآید که در زمان فیلم برداری ((سفر)) کرین شکست و فرهاد صبا آسیب دید ، شاهرخ چه تقلایی میکر تا صبا را به بیمارستان برساند ، او برای همه دوستانش مثل رابین هود بود. مهربان و دلسوز و پشتیبان ، بیشتر نمیتوانم بگویم ، شاید راضی نباشد ، شاید دلش نخواهد که کسی از کارهایی که کرده مطلع شود ، به نظر من شاهرخ سخایی در سینمای ایران خیلی شناخته نشد ، یعنی اورا نشناختند من همین الان هم نمیدانم که  امین حیایی  از خبر مرگ شاهرخ باخبر است یا نه ؟

روزی را به یاد می آورم که عازم کانادا بود و من برای بدرقه اش رفتم ، بهم گفت: اون جا نمیتونم زیاد بمونم زود بر میگردم. و زود برگشت ... میدانی که، شاهرخ عضو عکاسان حرفه ای آژانس عکاسان کانادا بود ، از خودم میپرسم که او میتوانست در آنجا با بهترین شرایط کار کند ، پس چرا دوباره برگشت ؟ شاید ...شاید . شاهرخ خیلی غریب از بین ما رفت ... خیلی غریب.یادش گرامی .

                                                                   

                                                                                                          تهران.19/3/1387