|
با شعر و سینما
|
روزی روزگاری دسیکا
نگاهی به فیلم بی پولی ساخته حمید نعمت الله
حامد داراب

بوتیک فیلم محشری بود فیلم محشری هست و فیلم محشری خواهد ماند . بی پولی فیلم محشری نیست فیلم خوبی است که میتواند الگوی قابل قبولی باشد برای سینمای کمدی مخاطب پسند دارای چار چوب در ایران .
از پایان فیلم خوشم نیامد . چون از پایان خوش خوشم نمی آید از پایان خوش ((مچ پونت )) خیلی خوشم آمد چون تابع آن حالت دوگانه حکم فرما بر هعمه فیلم بود . از پایان خوش معجزه در میلان هم خوشم می آید چون یک ((قصه پریان)) باید در باره ی ناممکن ها باشد و نا ممکن ها معمولا در حاله ای از ((رویا و خوش آیندی)) معنا میشوند .
بی پولی کمدی خوبی است چون همه چیز زندگی عادی ما را دارد و آدم ها با ساده ترین کنش مندی ممکن موقعیت های خنده دار خلق میکنند و از طرف دیگر در عین خنده دار بودن فیلم تلخی است (منهای پایانش)
اما چطور ممکن است کارگردانی از فیلم تلخ بوتیک به فیلم خنده دار و کمدی بی پولی برسد . من یک مورد دم دست و دست به نقد دارم از چنین رویکردی :: ((ویتوریودسیکا)) ی (( دزد دوچرخه )) را با (( معجزه در میلان )) مقایسه کنید و به این نتیجه برسید که نوع کمدی حکمفرما در بی پولی نه به کمدی رایج آمریکایی شباهتی دارد نه به گذشته ای که از کمدی فرانسه سراغ داریم . کمدی بی پولی حاصل کمدی کلام محور و موقعیت خراب کن پس از جنگ دوم ایتالیاست که به گمان من تئورسین واقعی اش خود دسیکا بوده .
بی پولی در باره ی سیر نو.زولی زندگی یک طراح لباس ایرانی است که خودش را از اعماق جامعه بالا کشیده و فکر میکند که دیگر پایین نمیرود اما یک اصرار بی جا برای حفظ کیفیت کار طراحی ، بی کارش میکند و بچه ای هم توی راه دارد و بچه هفت ماهه به دنیا می آید و باید حفظ آبرو کند جلوی خودش و خانواده زنش .
اما بازی های فیلم هم همچون فیلمهای قبلی نعمت الله درخشان بودند و او بار دیگر ثابت کرد که میتواند ستارگان امروز سینمای ایران را مثل کت از تنشان بیرون بیاورد تا در قالب آدم های واقعی مارا روی صندلی سینما میخکوب کند .